قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

406

تاريخ نگارستان ( فارسى )

چشيده باشد در همان اوقات كه مزاج نادر شاه دچار اين اختلال بود هنوز خيال ترقى و تقويت ايرانرا در خاطر ميداشت و بسيار مائل بودى كه بازار تجارت ملك رواج يابد و گمان ميكرد هرگاه كشتىهاى تجارتى ترتيب يابد انگيزهء افزونى دولت و توانائى ملت خواهد بود از اينرو با يارى يكى از اروپائيان در درياى گيلان آغاز به اين كار كرد ليك اين عمل سودى به حال ايران نه‌بخشيده و محرك حسد روسيان و سبب خرابى كارخانهء تجار انگليس كه تازه ميخواسته‌اند از اينرو در ايران اسباب رخنه و فساد را ترتيب دهند شد . شعر : تحمل كن اى ناتوان از قوى * كه روزى تواناتر از وى شوى بهمت برآر از ستيهنده شور * كه بازوى همت به از دست زور لب خشك مظلوم را گو بخند * كه دندان ظالم بخواهند كند [ 684 - كشتى ساختن نادر شاه . ] 684 من حسن التدبير نقل است دستور داده بود كشتىهاى تجارتى در خليج فارس بسازند و براى چوب كشتى از مازندران كه مسافت ششصد ميل راه است تا خليج فارس رعيت دهات اينها را رايگان بدانجا برند و نيز فرمان داده بود كه سنك مرمر از آذربايجان براى آرايش سراهاى كلات و مشهد ببرند كه حمل‌ونقل آن كمتر از چوبهاى كشتى نبود با همهء اينها از قرائن پيدا بود كه مائل بترقى تجارت شده و دليل بر آن يكى از تجار انگليس سه سال پيش از مرك نادر شاه هنگامى كه به ايران آمد كه ايران از جور و بيداد وى ويران شده باردوى او رفته گفت : كه اندازه‌اى از مال او را در شورش استراباد بيغما برده‌اند نادر شاه حكم كرد تا آنچه از وى ربوده بودند به دو رسانند . شعر : اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى * برآورند غلامان او درخت از بيخ به پنج بيضه كه سلطان ستم روا دارد * زنند لشكريانش هزار مرغ بسيخ [ 685 - نادر شاه با اديان مختلفه . ] 685 حكايت نادر شاه مسلمان حنفىمذهب بود و گاهى كه از كارهاى سياسى او را فراغتى دست دادى علماى اديان را در بارگاه خود أحضار كردى و از ايشان پرسشهاى دينى نمودى گويند وقتى از كشيشان نصارى خواسته بود كه براى او انجيل را ترجمه بپارسى كرده تا از چگونگى دين ايشان آگاه شده باشد بعد از آنكه ترجمهء ناقصى از آن كتاب كردند و در محضرش فروخواندند گويا پسند خاطر او نشده بود از اينرو از آن ترجمه ستايشى نكرده و به كشيشان ايشان هم وقعى ننهاد .